سلام دوستان با خلاصه خدمت بيست و هشتم امپراطور دريا در خدمت شما هستم
خبر اجازه ورود گونگ بوك به موجينجو به بانو جمي و ارباب لي ميرسد از طرفي جانگ هوا توسط محافظش ميفهمد كه گونگ بوك به شيلا آمده لرد ووجينگ در صحبت با جانگ هوا از روح بزرگ گونگ بوك تقدير ميكند.ازطرفي چهره ناراحت جانگ هوا باعث ميشود از گذشته خودش و اينكه گونگ بوك را دوست دارد بگويد واز اينكه عليرغم دوست داشتنش چرا از او دور است

گونگ بوك و افرادش بسمت جزيره چانگ هي ميروند.بخاطر حمايت كامل لرد كيم آنها سريعا در فكر ساخت يك كشتي كه از كشتي دزدان سريعتر باشد مي افتند.بانو جمي و ارباب لي در جلسه اي از خطر گونگ بوك صحبت ميكنند وبانو جمي ميگويد كه او بايد بهرشكل از ميان برداشته شود.گونگ بوك هم بدنبال قبر پدرش كه در بالاي تپه اي بود ميرود و در آنجا بياد پدرش اشك ميريزد

افسران امنيتي تمرينات خودشان را براي آمادگي نبرد آغاز ميكنند.افسر يانگ بخاطر اينكه گونگ بوك زماني كه او به سول پيانگ خيانت كرده بود او را بخشيده بود تنهايي به ماموريت شناسايي دزدان جزيره دانگسا ميرود و مقرشان را پيدا ميكند اما زخمي ميشود گونگ بوك نيز دستور حمله به آنجا را صادر ميكند و آنها در حمله اي ناگهاني آنجا را فتح ميكنند

خبر به ارباب لي ميرسد و آنها ميفهمند كه گونگ بوك ميداند آنها كجا هستند بنابر اين گونگ بوك ميگويد قبل از حمله گونگ بوك او حمله ميكند.در موجينجو دو نفر از افسران بانو جمي براي شناسايي صاحب خانه اي كه لرد كيم در آن هست(خانه جانگ هوا )به آنجا ميروند ولي محافظ جانگ هوا آنها را ميبيند ودر درگيري باعث فرار آنها ميشود اين موضوع باعث ميشود خود افسر محافظان بانو جمي براي اينكار برود
جانگ هوا كه با هويت مخفي در تجارت پيش ميرفت تصميم ميگيرد كه از اين وضعيت خارج شود بنابر اين براي ديدار با بانو جمي ميرود سرانجام صحبتهاي آنها اين ميشود كه بانو جمي ميگويد كه او را هرگز نميبخشد و با هر روشي سعي خواهد كرد كه او را شكست دهدارباب سول تصميم ميگيرد كه بهمراه عده اي ديگر از افسران امنيتي به چانگ هي و پايگاه گونگ بوك بروند.يوم مون كه براي ديدن وضعيت گروه گونگ بوك به چانگ هي رفته بود با يون كه اتفاقي او را ديده بود درگير ميشود اما فرار ميكند و يون او را گم ميكند

لرد كيم وارد چانگ هي ميشود تا در آن جزيره اقامت كند.گونگ بوك براي ترغيب كردن تاجران براي تجارت از طريق دريا آنها را در جلسه اي جمع ميكند اما هيچكس با پيشنهاد او موافقت نميكند رييس هان كه از طرف گروه جانگ هوا در جلسه بود موضوع را به جانگ هوا ميگويد و او قبول ميكند كه كالاهايشان از طريق دريا به شهر سلطنتي فرستاده شود.بانو جمي با شنيدن اين قضيه به يوم مون ميگويد كه بايد به آن كشتي كه از گروه جانگ هواست حمله كند.گونگ بوك براي گرفتن ليست كالاها به منزل جانگ هوا ميرود اما جانگ هوا خودش را نشان نميدهد يوم مون نيز كه پنهاني به آنجا رفته بود اين ماجرا را ميبيند....

|