تبليغاتX
امپراطوردریا
فروشگاه اینترنتی امپراطوردریا

در ادامه ی همین فیلم نسخه ۱.....۲این مجموعه با صحنه های زیباتر وجذاب تر ساخته شده واین محصول با کیفیتی بالا وقیمتی مناسب به هموطنان عزیز از این فروشگاه ارائه میشود.

B13

نوشته شده توسط جانگ بوگو در ساعت 14:35 | لینک  | 

 

نوشته شده توسط جانگ بوگو در ساعت 15:54 | لینک  | 

جانگ بوگو (به کره‌ای (خط هانجا): 張保皐) یا گونگ بوک (به کره‌ای (خط هانجا): 弓福) (مرگ در ۸۴۶ میلادی) دریانورد، فرمانده جنگی، استاد هنرهای رزمی و یکی از نیرومندترین سیاستمداران پادشاهی شیلا در کره بود. او چندین دهه بر دریای زرد و آب‌های میان سواحل جنوب غربی کره‌ و شبه‌جزیره شاندونگ چین تسلط داشت. مرکز ناوگان کشتیرانی او در جزیره واندو در چانگ‌هی‌جین (استان جولا در کره جنوبی) در دریای جنوب غربی قرار داشت، او مقام رسمی فرماندار دریایی چانگ‌هی جین را از طرف دربار شیلا در اختیار داشت.

 زندگی شخصی

اطلاعات زیادی در مورد زندگی او در دست نیست. در کتاب سامگوک ساگی (تاریخچه سه پادشاه) که در قرن دوازدهم میلادی نوشته شده، زندگینامه کوتاهی از جانگ بوگو آمده‌است. در آن به مهارت او در هنرهای رزمی و سفر او به همراه پسر عمویش یئون‌ جانگ (정년 鄭年) در جوانی به چین (در آن هنگام تانگ نامیده می‌شد) اشاره شده است. آنها باتوجه به مهارت در اسب‌سواری و شمشیرزنی به ارتش تانگ راه‌یافتند و فرماندهان نظامی منطقه وانینگ (جیانگ‌سو کنونی) شدند.

به قدرت رسیدن

در قرن نهم هزاران شیلایی در تانگ می‌زیستند. و بیشتر آنها به فعالیت‌های تجاری در سواحل شاندونگ و یانگ‌زو مشغول بودند. جامعه شیلایی‌های یانگ‌زو استقلال زیادی در امور خود داشت و مسائل شیلایی‌ها عموما توسط خود آن‌ها حل و فصل می‌شد.

جانگ از وضعیت تأسف‌بار هموطنان خود خشمگین بود؛ اضمحلال حاکمان تانگ موجب رونق کار دزدان دریایی گشته‌بود و شیلایی‌های مقیم تانگ هدف مناسبی برای دزدان دریایی بودند که آن‌ها را برای فروش در بازار به اسارت می‌گرفتند. در ۸۲۳ میلادی امپراتور تانگ فرمان لغو برده‌داری را صادر کرد و دستور بازگرداندن تمام بردگان شیلایی را به شیلا داد. در ۸۲۵ میلادی جانگ بوگو به ساختن یک کارخانه کشتی‌سازی در اقدام کرد و از امپراتور هیونگ‌دوک (۸۲۶ تا ۸۳۶) خواست تا یک پادگان نظامی برای حمایت از تجار شیلایی و امنیت دریای زرد در واندو احداث کند. در ۸۲۸ با موافقت امپراتور پادگان نظامی در واندو افتتاح شد. بقایای پادگان چانگ‌هی هنوز در سواحل جنوبی واندو باقی مانده است.

با افتتاح پایگاه چانگ‌هی جانگ‌بوگو به اوج قدرت خود رسید. فرماندهان جنگی بسیاری به حمایت جانگ بوگو متکی بودند. ارتش او اگرچه به‌طور رسمی متعلق به پادشاه بود، اما در واقع توسط خود او اداره می‌شد. قدرت نظامیان جانگ در این دوران به قدری بود که او توان برانداختن حکومت را داشت. البته بسیاری از اعضای خانواده سلطنتی با توجه به قدرت برتر و همچنین طبقه اجتماعی او از جانگ بوگو متنفر بودند.

تأثیر بر سیاست

در ۸۳۹ جانگ نقش کلیدی در به قدرت رسیدن پادشاه سینمو با برانداختن پادشاه مینای داشت. کیم وو‌جینگ (پادشاه سینمو) از او برای براندازی پادشاه غاصبی که با کشتن پدرش به قدرت رسیده بود، کمک خواست. جانگ بوگو پاسخ داد: «اگر حق را ببینی و به آن عمل نکنی، بزدلی بیش نیستی.» حتی اگر توان آن را نداشته ‌باشم، از دستورات شما پیروی می‌کنم. لشگر ۵۰۰۰ نفری جانگ بوگو به رهبری یئون جانگ پایتخت را تسخیر کرد، کیم ووجینگ بر تخت نشست و جانگ نخست وزیر شد.


 مرگ

جانگ‌بوگو جان خود را در جریان ازدواج دخترش با فرزند پادشاه مون‌سانگ از دست داد. اشراف زادگان که پذیرش ورود دختر جانگ (که از یک خانواده عادی بود) را به دربار نداشتند، برای قتل او توطئه چیدند.

در ساگموک یوسا کتاب تاریخ دیگری از قرن سیزدهم آمده است که پادشاه به دسیسه‌های اشراف زادگان تن داده و ازدواج با دختر جانگ را رد کر. در نتیجه دشمنی او و جانگ بوگو درگرفت. مشخص نیست که ترور جانگ بوگو توسط چه کسی (پادشاه یا اشراف‌زادگان) انجام شده باشد. اما در هر دو کتاب آمده است که در ۸۴۶ جانگ بوگو توسط یوم جانگ (閻長) فرستاده دربار شیلا با فرو کردن چاقویی در قلبش به قتل رسید. او اعتماد جانگ بوگو را با تظاهر به اینکه از پایتخت فرار کرده است، جلب کرد و در هنگام نوشیدن شراب او را به قتل رساند. البته در شوکو نیهون کوکی (續日本後紀 ) کتاب تاریخ ژاپنی مرگ جانگ بوگو در ۸۴۱ ثبت شده‌است.

پادگان چانگ‌هی در ۸۵۱ تعطیل شد. محل دفن خاکستر جانگ بوگو نیز نامعلوم است.

 

نوشته شده توسط جانگ بوگو در ساعت 12:18 | لینک  | 

سریال جذاب ودیدنی افسانه جومانگ با بازی یوم جانگ(امپراطوردریا)-بانوچویی(جواهری درقصر)-ارباب چو(امپراطوردریا)-پزشک یون(جواهری درقصر)وبازیگران مطرح دیگر....

قيمت:۸۰۰۰تومان با كيفيتي عالي

این سریال ۸۱قسمته بوده وبازیر نویس فارسی وانگلیسی دیگه هرکدومو که بخواهید انتخاب میکنید!درضمن این سریال ۲ساعت پشت صحنه داره وخیلی زیباست!

برای اطلاعات بیشتر وتهیه سریال با من تماس بگیرید:۰۹۳۵۶۵۰۸۶۴۰اسمم علی است.

قيمت جديد با تخفيف ويژه:۷۰۰۰تومان

نوشته شده توسط جانگ بوگو در ساعت 15:38 | لینک  | 

باتشکراز دوستانی که این مدت نظر دادن به جز اقا فرهاد که من به خودش هم هشدار دادم دیگر واردوب من نشود ولی درکل ماهم امتخاناتمون تمام شد بایک پست جدید درخدمتتون هستم

............................................................................................................................................

این هم چندعکس زیبا از جهت مشاهده تصویر واقعی کلیک کنید

نام:	download.jpg‏
بازدید:	2
اندازه:	12.8 کیلوبایت
شناسه:	14550اسوه های امپراطوردریاجهت مشاهده تصویر واقعی کلیک کنید

نام:	shiny_vv_1%281197%29.jpg‏
بازدید:	3
اندازه:	98.1 کیلوبایت
شناسه:	14553جهت مشاهده تصویر واقعی کلیک کنید

نام:	dgt5aa.jpg‏
بازدید:	2
اندازه:	203.1 کیلوبایت
شناسه:	14551

نوشته شده توسط جانگ بوگو در ساعت 11:32 | لینک  | 

نوشته شده توسط جانگ بوگو در ساعت 22:14 | لینک  | 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط جانگ بوگو در ساعت 1:20 | لینک  | 

نوشته شده توسط جانگ بوگو در ساعت 14:21 | لینک  | 

 

 

 

کلیپ مربوطه_1

 

کلیپ مربوطه_2

 

نوشته شده توسط جانگ بوگو در ساعت 1:48 | لینک  | 

چاقو خوردن جانگهوا

کلیپ مربوطه

کلیپ کیفیت اصلی

 

خودکشی بانو جمی

کلیپ مربوطه

 

نوشته شده توسط جانگ بوگو در ساعت 1:46 | لینک  | 

نوشته شده توسط جانگ بوگو در ساعت 14:44 | لینک  | 

 
نوشته شده توسط جانگ بوگو در ساعت 0:49 | لینک  | 

اهورا
نوشته شده توسط جانگ بوگو در ساعت 0:26 | لینک  | 

این چهره کسی نیست جز؟کیم یانگ
ادامه مطلب
نوشته شده توسط جانگ بوگو در ساعت 0:19 | لینک  | 

اينم چند تا عكس محشر از سونگ

نوشته شده توسط جانگ بوگو در ساعت 20:23 | لینک  | 

www.jang-bo-go.blogfa.com
نوشته شده توسط جانگ بوگو در ساعت 12:10 | لینک  | 

อัพเดท 25 สิงหาคม 2549อัพเดท 13 กันยายน 2549อัพเดท 24 ธันวาคม 2549
نوشته شده توسط جانگ بوگو در ساعت 14:54 | لینک  | 

جهت مشاهده تصویر واقعی کلیک کنید

نام:	50613034sk1.jpg‎
بازدید:	2
اندازه:	180.9 کیلوبایت
شناسه:	10323جهت مشاهده تصویر واقعی کلیک کنید

نام:	junki best (653).jpg‎
بازدید:	3
اندازه:	88.2 کیلوبایت
شناسه:	10335
نوشته شده توسط جانگ بوگو در ساعت 21:51 | لینک  | 

نوشته شده توسط جانگ بوگو در ساعت 1:7 | لینک  | 

سلام دوستان با خلاصه قسمت سي و  نهم امپراطور دريا در خدمت شما هستم اين قسمت از قسمتهاي مهم مجموعه ميباشد كه يكي از اتفاقات مهم در اين قسمت ازدواج هاجين و يون با هم ميباشد .با هم ميخوانيم


يوم مون به زنداني برده ميشود كه در آنجا رييس يانگ و باك كيونگ نيز حضور داشتند فرماندار موجينجو كيم يانگ با جاه طلبي هايي كه دارد يوم مون و ساير دزدان دريايي را احضار ميكند و مبارزه اي بين يوم مون و يكي از افراد ماهر تشكيل ميدهد.يوم مون بدون اينكه شمشيرش را بيرون بكشد با او مبارزه ميكند و شكستش ميدهد .معاون كيم يانگ به آنها ميگويد كه آنها ديگر يك برده نيستند كه بايد تا آخر عمر كار كنند بلكه به دستور فرماندار آنها از هم اكنون جز نيروهاي مخفي فرماندار كيم يانگ خواهند بود

كيم يانگ يوم مون را ملاقات ميكند و به او ميگويد كه ميتواند برود و گونگ بوك را بكشد.از اين طرف گونگ بوك اداره چانگ هي را به چند قسمت تقسيم ميكند كه شامل بخش نظامي براي تامين امنيت بخش امور داخلي براي تجارت و بخش امور مردمي براي راحتي مردم.بدين ترتيب رييس موچانگ بعنوان رييس بخش نظامي انتخاب ميشود و يون بعنوان رييس هنگ ارباب جو بعنوان رييس امور داخلي و چاريونگ بعنوان رييس بخش امور مردمي

سرانجام بوي ازدواج در سريال امپراطور دريا ميپيچد ! يون و هاجين توسط گونگ بوك احظار ميشوند و گونگ بوك به آنها ميگويد كه تاريخ عروسي آنها را پنجم ماه بعد مشخص كرده است و چون آنها خانواده ندارند گونگ بوك بعنوان حامي يون و چاريونگ بعنوان حامي هاجين انتخاب ميشود يون و هاجين ميگويند كه چطور آنها ازدواج كنند در حاليكه هنوز گونگ بوك و چاريونگ ازدواج نكرده اند اما گونگ بوك او را راضي ميكند

گونگ بوك با يون صحبت ميكند و به او ميگويد كه از اين ببعد بايد بيشتر به فكر هاجين باشد و كمتر به فكر او زيرا بخاطر گونگ بوك خيلي عذاب كشيده و حالا بايد به فكر هاجين باشد. دو دوست بياد لحظات تلخ و شيريني كه از ابتدا با هم داشتند ميافتند.طبق معمول چهره يون احساساتي لبريز از اشك ميشود و گونگ بوك هم با همان چهره مصمم هميشگي  در فكر ميباشد

يوم مون كه با چهره پوشيده به كافه جانگ هوا براي خوردن نوشيدني رفته بود او را ميبيند و تعقيبش ميكند كه محافظ جانگ هوا ميفهمد كسي دارد تعقيبشان ميكند آنها درگير ميشوند اما يوم مون ضربه اي به محافظ جانگ هوا ميزند و فرار ميكند يوم مون  رييس يانگ و باك كيونگ در حال عبور از بازار هستند كه گونگ بوك و افرادش را ميبينند آنها متوجه ميشوند كه گونگ بوك محافظان زيادي دارد و كشتن او براحتي امكانپذير نيست.چاريونگ هاجين زيبا را آماده مراسم ميكند

چاريونگ جواهراتي به هاجين ميدهد و بعد در واب حرف هاجين كه ميگويد  محافظ اوست و اين جواهرات را چكار كند ميگويد كه او بايد زندگي آسوده اي در كنار كاپيتان جانگ ( يون )داشته باشد .مراسم آغاز ميشود طبق رسم آنها ابتدا هاجين تعظيم ميكند بعد يون و سپس هر دو با هم تعظيم ميكنند و بعد نوشيدني ميخورند نگاه گونگ بوك در اين لحظات به جانگ هوا است و جانگ هوا نيز آنرا حس ميكند

يون و هاجين با هم تنها ميشوند و طبق معمول يون خنگ ! كه هيچ چيز نميداند فقط نوشيدني ميخورد و هاجين هم با لبخند نگاهش ميكند .بالاخره يون حركت مثبتي انجام ميدهد ! و ميگويد كه از وقتي عاشقت شدم گرما را حس كردم حتي در ميدان سخت جنگ ! و اميدوار است كه تا وقتي هاجين با اوست احساس سرما و تنهايي نكند.ميگويد كه كاش پدر و مادرش آنجا بودند و ميديدند عروسشان چقدر زيباست.هاجين برميخيزد و يون را بر روي قلبش در آغوش ميگيرد

يوم مون به پيش كيم يانگ برميگردد.كيم يانگ ميگويد كه ميداسنته او نميتواند گونگ بوك را بكشد براي كشتن او بايد تغيير كند  و در حال حاضر نفرتش از ا ورا بايد كنار بگذارد و از او اطاعت كند سرانجام به او ميگويد كه به او فرصت خواهد داد تا گونگ بوك را بكشد .يوم مون نيز قبول ميكند كه از او اطاعت كند.فرماندار نام جديدي به يوم مون ميدهد و ميگويد كه او ديگر يوم مون نيست و نام او يوم جانگ خواهد بود


ارباب هوانگ بزرگترين تاجر چانگ آن كه وسايل دربار تانگ را تامين ميكند  با كشتي وارد چانگ هي ميشود و ضمن اينكه ديگر با بانو جمي تجارت نخواهد كرد  قصد تجارت با گونگ بوك را دارد.گونگ بوك به او ميگويد كه او بايد قانون چانگهي در تجارت را رعايت كند يعني تجارت غير قانوني نخواهند داشن و ارباب هوانگ قبول ميكند خبر به بانو جمي ميرسد و او جلسه اي از سران تشكيل ميدهد.بانو جمي در ساحل خلوت بندر دوكجين ميگويد كه روزي ده ها كشتي به اينجا مي آمدند ولي حالا خبري از هيچ كشتي نيست

گونگ بوك روساي تجاري را دعوت به جلسه اي ميكند  و بانو جمي كه فهميده نميتواند با او مبارزه كند تصميم ميگيرد در اين جلسه تجاري شركت كند.او با افرادش به چانگ هي ميرود. در جلسه گونگ بوك درباره متحد شدن با بازرگانان چيني با آنها صحبت ميكند و ميگويد كه آنها جز بخش امور داخلي خواهند شد و اگر كمكش كنند او به آنها كمك خواهد كرد اما خاطيان را مجازات خواهد كرد او ميگويد كه اينكار را براي كساني خواهد كرد كه با توجه به استعدادي كه دارند ولي بخاطر موقعيت اجتماعيشان استعدادشان كشف نميشود

 
كيم يانگ دوباره به يوم مون هشدار ميدهد كه او با شمشير نميتواند گونگ بوك را بكشد وبايد قدرت داشته باشد به اين خاطر يوم جانگ را به معبد اينوانگ كه نزديك گونگ بوك ميباشد ميفرستد تا او در آنجا مطالعه كند يوم مون جنبه ديگري از زندگي را در آنجا آغاز ميكند و كار و مطالعه و تمرين نظامي را با هم ادغام ميكند

طرح گونگ بوك  براي برداشتن موقعيت اجتماعي در تجارت به گوش لرد كيم ووجينگ ميرسد و او تصميم ميگيرد با گونگ بوك درباره اين موضوع صحبت كند زيرا ميداند اين موضوع دليل خوبي براي مخالفت اشراف با او خواهد بود.يوم مون با شكستن سد دفاعي اول منزل گونگ بوك قصد رفتن به داخل منزل را دارد كه نگهبانان او را ميبينند و او فرار ميكند.گزارش به گونگ بوك كه ميرسد او بياد حرفهاي يوم جانگ ميافتد كه گفت تو را خواهم كشت.

گونگ بوك دستور ميدهد كه افراد بروند و او را پيدا كنند اما خبر ميرسد كه او ديگر در آنجا بعنوان برده نيست و رييس يانگ و باكيونگ نيز ديگر در آنجا نيستند . گونگ بوك دستور ميدهد آنها را پيدا كنند از طرفي چاريونگ قصد دارد به همان معبدي برود كه يوم جانگ در آنجا ميباشد گونگ بوك به او ميگويد كه نبايد تنها برود و او و افرادش همراه او خواهند آمد.گونگ بوك چاريونگ وارد معبد ميشوند و يوم  جانگ آنها را ميبيند  


 

  عکسهای منتخب قسمت سی و نهم امپراطور دریا

یون و هاجین 

یوم مون در چهره پوشیده 

لبخند جانگ هوا 

عروس ما هاجین ! 

گونگ بوک و نگاهش به جانگ هوا 

یون و هاجین و عشق 

شب عشق هاجین و یون 

هاجین در این شب 

یون در این شب 

چهره جدید بانو جمی 

بانو جمی زیبا 

جانگ هوا 

گردهمایی روسا به سرپرستی گونگ بوک 

رییس موچانگ 

گونگ بوک چاریونگ و دختری که به فرزندی قبول کردند 

نوشته شده توسط جانگ بوگو در ساعت 17:1 | لینک  | 

امروز براتون مطلب نگذاشتن بلکه وبلاگ گذاشتم.

وبلاگ جدیدمون را باهمین اسم تو میهن بلاگ افتتاح کردیم.

این هم ادرسش:http://www.korea2000.mihanblog.ir

نیاز مند به چند نویسنده برای ان وبلاگ هستیم.

نوشته شده توسط جانگ بوگو در ساعت 16:1 | لینک  | 

گونگ بوك با شكست دادن يوم مون و دستگيري او با موفقيت به چانگ هي باز ميگردد در چانگ هي جانگ هوا كه به ساحل امده بود يوم مون را ميبيند. در جلسه اي گونگ بوك  وافراد درباره اينكه با يوم مون چكار كنند صحبت ميكنند گونگ بوك ميگويد كه بايد بيشتر در اين مورد فكر كند او به ساحل ميرود و بياد ماجراهاي گذشته بين خودش و يوم مون ميافتد

 
يوم مون را به زندان مياندازند .بعد از مدتي گونگ بوك  دستور ميدهد كه او را بحضورش بياورند.او را با دستان بسته مي اورند كه گونگ بوك دستور ميدهد بازش كنند و  همه بيرون بروند تا با او صحبت كند گونگ بوك از گذشته ميگويد و يوم مون نيز از بزرگ شدنش در كشتي دزدان دريايي

آنها از هر چيزي صحبت ميكنند گونگ بوك ميگويد كه وقتي او را از دست يي سا دو نجات داد به او گفته بو.د كه زندگيش بعد از اين بدتر از مرگ خواهد بود و ادامه ميدهد كه حالا نوبت اوست كه اين درد را بكشد .ميگويد كه او را نميكشد و به او فرصت زنده ماندن خواهد داد.گونگ بوك ميگويد كه پيشاني او را داغ كنند تا بردگي كند

اين علامت روي پيشاني معني دزد ميدهد و كسي كه خيانتكار است آنها يوم مون را به محل انجام اينكار ميبرند و او را بر روي صندلي ميبندند.گونگ بوك به او ميگويد كه بخاطر جان افراد بيگناهي كه گرفه پيشاني  او را داغ ميكنند. آهن داغ بر پيشاني يوم مون مينشيند و او با تمام مقاومتي كه دارد اما اشك در چشمانش حلقه ميزند و خون چشمانش را ميگيرد

گونگ بوك دستور ميدهد كه يوم مون را به بندر چانگ هي ببرند بر روي چوبي او را ببندند تا مدتي با آب دريا و جزر و مد بماند.يوم مون چند شب و روز در همانجا باقي ميماند او آنقدر عصباني است كه با ديدن گونگ بوك ميگويد كه يك روز خنجري در قلبش قرو خواهد كرد.در بازار گونگ بوك متوجه فرار دختري كوچك ميشود و وقتي پيگير ماجرا ميشود ميفهمد كه تجارت برده دوباره رونق گرفته و گروهي در شيلا اينكار را انجام ميدهد او آن دختر را ميخرد و به منزلش مي اورد


 

 آنها ميفهمند كه ارباب چون پشت اين قضيه ميباشد به اين خاطر گونگ بوك ك هانجمن تاجران شيلا را تشكيل داده بود در ان جلسه اين قضيه را مطرح و سپس او را از اين گروه اخراج ميكند و  به تاجران ديگر ميگويد كه حق تجارت با او را ندارند.گونگ بوك ان دختر كوچك را به عنوان دخترش انتخاب ميكند.رييس موچانگ ميگويد كه  او هنوز ازدواج نكرده است پس مادرش كيست ؟ چاريونگ ؟!

از طرف نايب السلطنه نامه اي به گونگ بوك ميرسد .در آن نامه از گونگ بوك ميخواهند كه به پايتخت برود زيرا اعليحضرت قصد دارد وي را ملاقات كند.اما از اين طرف بانو جمي همانند هميشه بخاطر اينكه بتواند لرد كيم ووجينگ را از سر راهشان بردارد ميگويد كه انها بايد بهرشكل گونگ بوك را بكشند

گونگ بوك وارد پايتخت ميشود و به ملاقات اعليحضرت ميرود.اعليحضرت به وي ميگويد كه او بايد در ارامش و نظم در شيلا كمكش كند به اين خاطر او را به عنوان كنسول نظامي شيلا برميگزيند و قدرت داشتن ده هزار سرباز را به وي ميدهد

زماني كه گونگ بوك در پايتخت است نماينده كيم يانگ به سراغ او ميرود و به گونگ بوك نامه اي ميدهد كه حاكم موجينجو قصد ديدن او را دارد.او به انجا ميرود و با هم مسابقه تيراندازي برگزار ميكنند بعد از اين مسابقه فانتزي كيم يانگ از گونگ بوك ميخواهد كه با قدرت و ثروتي كه دارد از وي حمايت كند ولي گونگ بوك ميگويد كه خودش را درگير سياست نخواهد كرد سپس با كنايه به وي ميگويد كه اگر حامي ميخواهد به سراغ بانو جمي برود كه با اهداف او همخواني دارد

ارباب جو به گونگ بوك ميگويد كه ديگر وقت تشكيل خانواده است و نبايد بيشتر از اين چاريونگ را منتظر بگذارد. گونگ بوك در ساحل ايستاده است كه جانگ هوا به ديدار او مي ايد و ميگويد كه خوشحال است كه مدتها پيش احساسش را به وي كنار گذاشته زيرا اكنون وقتي است كه گونگ بوك كمكي براي مردم گرسنه چانگ هي و مردم ستمديده شيلا باشد.در اردوگاه كار يوم مون به سختي كار ميكند او بخاطر كتكي كه از فرمانده انجا ميخورد عصباني ميشود و اورا ميزند كه اين باعث ميشود او را كتك بزنند وبه جايي ببندند. اوضاع او بسيار خراب است كه در اين حال فرمانده كيم يانگ او را ميبيند. ماجراهايي ديگر در راه است .... 

 

 

عکسهای منتخب قسمت سی و هشتم امپراطور دریا

 گونگ بوک و افرادش و بازگشت موفقیت آمیزشان

گونگ بوک بیاد گذشته

بانو جمی و افسر محافظانش

یوم مون در ملاقات گونگ بوک

چهره جدید خوبان امپراطور دریا

دختری که گونگ بوک به فرزندی قبول کرد

رییس موچانگ و یون

هاجین در لباس جدید

بانو جمی در چهره ای دیگر

چاریونگ

جانگ هوا

جانگ هوا و رفتنش از پیش گونگ بوک

 

نوشته شده توسط جانگ بوگو در ساعت 1:7 | لینک  | 

بیک یانگ و دزدان دريايي كه با نقشه يوم مون وارد گروه گونگ بوك شده بودند افسران امنيتي را ميكشند و فرار ميكنند از اين طرف دزدان دريايي منتظر علامت بیک یانگ هستند تا حمله را آغاز كنند.در ساحل يون  با سون جانگ و پدرش در حال قدم زدن هستند كه اجساد را ميبينند و يون سريع موضوع را به گونگ بوك اطلاع ميدهد

در اين حين خبر ميرسد كه دزدان فرار كرده به مركز چانگ هي حمله كردند و خود را مسلح نمودند اما در آخرين لحظات گونگ بوك و افراد سر ميرسند و اكثر افراد را ميكشند يون يا باك كيونگ درگير ميشود و او را زخمي ميكند ولي او فرار ميكند يوم مون به فكر ارباب لي است

دزدان دريايي به سركردگي يوم مون در ساحل منتظر علامت باك كيونگ هستند ولي گونگ بوك و افرادش كه با دستگيري چند نفر محل اعلام علامت را فهميده بودند خودشان علامت را كه يك تير آتشين است شليك ميكنند تا يوم مون وافرادش گول بخورند وبه ساحل بيايند آنها سرانجام درگير ميشوند و دقيقا بلايي كه دفعه پيش بر سر افراد گونگ بوك آمد اينبار بر سر افراد يوم مون مي آيد و او مجبور ميشود فرار كند.او بسيار عصباني ميشود

افراد گونگ بوك محموله اي از تيرهاي دولتي از دزدان پيدا ميكنند كه اين باعث ميشود به شك بيافتند كه اين تيرها چگونه بدست دزدان دريايي رسيده آنها به بانو جمي شك ميكنند.از اين طرف فرماندار جديد موجينجو گونگ بوك را احظار ميكند و آنها به ديدار او ميروند در اين ديدار ماجراي تيرهاي دولتي كه دزدان استفاده كردند را به او ميگويد و ميخواهد كه وي درباره اين موضوع تحقيق كند و از كارهاي بانو جمي نيز ميگويد آنها در حال بازگشت هستند كه با بانو جمي روبرو ميشوند


بانو جمي به ديدار فرماندار موجينجو ميرود كه هديه اي نقدي به وي به خاطر فرمانده شدن بدهد ولي او قبول نميكند در عوض تيرهاي دولتي را نشانش ميدهد كه بانو جمي با ديدنش جا ميخورد ولي بروي خودش نمي آورد.بانو جمي از جانگ دال ميخواهد براي اثبات وفاداريش به او سريعا نامه اي را براي يوم مون ببرد.او نيز اين نامه را به يوم مون ميرساند

يوم مون به ديدار بانو جمي ميرود اما در دام آنها گير ميكند و او و رييس جانگ دستگير ميشوند وپيش بانو جمي ميروند .بانو جمي براي اهدافي كه در سر دارد ايندو را تسليم فرماندار موجينجو ميكند.فرماندار دستور ميدهد آنها را به پايتخت بفرستند ولي نقشه بانو جمي بسيار زيركانست افراد او به كاروان حامل ايندو حمله ميكنند و آندو را نجات ميدهند

 اين قضيه باعث ميشود كه فرماندار ناچارا با بانو جمي از در صلح در بيايد زيرا اگر بانو جمي قضيه را به پايتخت بگويد فرماندار در دردسر بزرگي خواهد افتاد .فماندار موجينجو نامه اي به گونگ بوك ميفرستد وميگويد كه مدركي دال بر همدستي بانو جمي با دزدان دريايي پيدا نكرده است. از اين طرف به گونگ بوك خبر ميرسد مخفيگاه يوم مون پيدا شده است

گونگ بوك و افرادش يوم مون را در آن جزيره ميينند و گونگ بوك نقشه اي براي حمله به آنها ميكشد.كشتي گونگ بوك به عنوان دام پيش ميرود و كشتي يوم مون آنها را تعقيب ميكند.آنها به سمت آبهاي سوچانگ عقب نشيني ميكنند و يوم مون نيز آنه را تعقيب ميكند آنها سرانجام با استفاده از تاريكي شب به كشتي يوم مون حمله ميكنند .رييس موچانگ در نبردي رييس جانگ را دستگير ميكند يون در نبردي باك كيونگ را شكست ميدهد و سرانجام گونگ بوك در نبرد آخر يوم مون را شكست ميدهد و اسيرش ميكند....

 

عكسهاي منتخب  قسمت سي و هفتم امپراطور دريا

گونگ بوك                  رييس موچانگ                      گونگ بوك رودرروي بانو جمي 

بانو جمي                 جانگ هوا                            بانو جمي در حضور فرمانده كيم يانگ 

جانگ هوا                 بانو جمي                             بانو جمي در چهره اي ديگر 

شاد باشيد

نوشته شده توسط جانگ بوگو در ساعت 0:39 | لینک  | 

نوروزتان پيروز

سال نو مبارك

نوشته شده توسط جانگ بوگو در ساعت 13:8 | لینک  | 

سانسوریهای قسمت سی و پنجم امپراطور دریا

دوستان سلام سانسوريهاي قسمت سي و پنجم را تقديم ميكنم.سكانس اول سانسور شده در همان ابتداي اين قسمت و هنگامي است كه بانو جمي مشغول قدم زدن در ساحل ميباشد وبعد گونگ بوك از كشتي پياده ميشود و با ا ورودررو ميشود وبعد هنگامي كه در ساحل مشغول فكر كردن است تمام اين مراحل بخاطر لباس بانو جمي   حذف يا از زاويه بسته نمايش داده خواهد شد

بانو جمی در حال قدم زدن

بانو جمی و روبرو شدن با گونگ بوک

بانو جمی در فکر گونگ بوک در ساحل


سكانس بعدي سانسوري جمله اي است ك هجانگ دال به خدمتكارش وقتي در جزيره جيچون از طرف ارباب لي گذاشته ميشود ميگويد وقتي براي ا وغذا مي آورد و نوشيدني ميدهد جانگ دال به او ميگويد كه آيا دختري نيز براي او آورده؟ كه اين بخش به شكل ديگري گفته خواهد شد اصل جمله جانگ دال را ببينيد

جانگ دال و خدمتکارش

سانسوريهاي لحظه اي اين قسمت هم اختصاص به جانگ هوا دارد

جانگ هوا 1                                                         جانگ هوا 2

 

نوشته شده توسط جانگ بوگو در ساعت 10:34 | لینک  | 

خوشحالی يانگوم. مثل اينكه از رتبه ای كه توي رای گيری آورده راضيه:
هر چند نتونستيم به رتبه دهم بياريمش اما ناگفته نماند كه ما هم دير فهميديم و روزي كه شروع كرديم به راي دادن خيلي ها از ما جلوتر بودن و با راي هاي بالايي كه حتي فكر نميكرديم كه به اين رتبه هم برسيم...حتي خود خانم لي.به هر صورت باز هم تونستيم اراده وعشق ايراني ها رو به خانم لي نشون بديم.كه اين خودش پيروزي بزرگي براي اين گروهه.
من هم از طرف خودم و هم از طرف مديريت و تمام نويسنده هاي اين وبلاگ از تمام دوستان ممنون و متشكريم وضمن آرزوي پيروزي در همه عرصه ها وعرض خسته نباشيد...ميگيم خالصانه عاشقتونيم.


رتبه خانم لي: 13                                                         تعداد آراء: 126115
نوشته شده توسط جانگ بوگو در ساعت 10:32 | لینک  | 

نوشته شده توسط جانگ بوگو در ساعت 10:31 | لینک  | 

http://news.korea.com/data_db/nocutnews/2007_09/27/26235207249_60800030.jpg

• توی بعضی صحنه های اکشن صدمه دیدی.میشه توضیح بدی؟
•• یه زخم کوچیک بود. زخم خطرناکی نبود.تو چند موقیعت متفاوت چند نوع متفاوت زخمی شدم.یه بار که اسب سواری میکردم و تو سرازیری بودم اسبه سر خورد و منم افتادم پایین.پام پشت اسبه بود.در جومانگ اسب روندن اونم از عقب روندن خیلی لازم بود.توی یه موقعیت هم اسبه از روم پرید. مثله اینکه با جونت بازی کنی.تا اسب داشت میومد سمت من ،رفتم کنارو صدمه ندیدم


• ایا تو امپراطور دریا و جومانگ کارهای سختی مثل این جور کارها بود؟
•• بازی تو امپراطور از جومانگ راحت تر بود.مخصوصا اگه بخوای نقشی رو بازی کنی که بهش عادت نداشته باشی.کار سختی بود


• واسه نقش جومانگ جوان باید مو کمي برات میذاشتن وسبیلت رو برمیداشتن؟
•• اره یه چیز عجیب هم این بود که بازیگر زنی که نقش مادرم رو داشت باید در اصل از خودم بزرگتر باشه، ولی راستش اون هم سن خودمه(میخنده)مجبور شدم برای موهای کمکی و برداشتن سیبیلم برم پیش یه متخصص پوست .تصمیم گرفتیم برای این که کار واقعی دربیاد من این کار رو بکنم.
چون فیلمبرداری طولانی بود مجبور بودم گذاشتن مو و برداشتن سیبیل رو سه یا چهاربار تحمل کنم که باعث شد مدل رشد موهام تغییر کنه.من که الکی کچل نشدم به خاطر جومانگ بوده که کچل شدم(میخنده)


• سخت ترین صحنه های فیلمبرداری کدوم ها بود؟

•• من شخصا دوست دارم اینطور چیزها رو زودفراموش کنم.من ادم خوشبینی ام.صحنه مرگ یه کم سخت بود.توی شب وسط زمستون توی لوکیشن داشتیم فیلمبرداری میکردیم ، مثل جهنم بود.و حدود چهار صبح فیلمبرداری تموم شد.من خوابم میومد ، سردم هم بود و میلرزدم.باید یه عالمه لباس میپوشیدم.چون سردم بود دلم نمیخواست برم واسه کار از طرفی فیلمبرداری هم خوب نشده بود.
مسئول لباس و گریمم میگفت به این میگن خودکشی.در فیلمبرداری توی تابستون باید سه یا چهار تا کیمونو میپوشیدم.هوا گرم بود واقعا گرم بود.ولی راستش صحنه خوبی شد.بعد از فیلمبرداری یه صحنه سخت یه حسی بهت دست میده ،احساس خستگی میکنی ولی اهمیت نمیدی چون اونی که مهمه اینه که یه کاری رو تموم کردی و کاری رو انجام دادی که امیدواری روی بقیه اثر خوبی بذاره


• بازیگر نقش پدرت چی؟
•• دونفری که نقش پدر من رو بازی کردن از من بزرگترن که ارزو میکنم بتونم باهاشون رقابت کنم


• تو قبلا ازمون هنرپیشگی تجاری دادی؟
•• اره یه فرصتی بود برام.از اینکه میتونستم توی یه ازمون اینجوری باشم خوشحال بودم.وقتی رفتم به محل فیلمبرداری، واسم جای عجیبی بود


• واسه کجا بود؟
•• واسه یه شرکت بیمه بود.فیلمبرداری توی ساحل غرب کره بود.اونجا مثل بیابون بود خورشید وسط تابستون که اتیش میریخت واقعا گرم بود.حدود چند صد نفر اونجا بودن.یه صحنه ای هم بود که مردم پودر سیمان رو با پنکه پخش میکردن.سخت بود...ولی چون من ورزشکار بودم هوا خیلی واسم بد نبود.


• وقتی خبر پخش امپراطور رسید و تو از کارکنان کار تعریف کردی ما خیلی تحت تاثیر قرار گرفتیم.
•• وقتی یه سریال پخش میشه تنها کسایی که سودمیکنن بازیگرا هستن.ولی کسای دیگه ای هم هستن که در ساخت سریال سهم دارن که در طو ل فیلمبرداری کارهای سختی رو دارن.ممکنه مورد توجه قرار نگیرن واسه همین من اینکار رو کردم


•به خاطر موفقیت جومانگ از کادر مدیریت پاداشی هم گرفتی؟

•• (قرمز میشه) کارکنان پاداش گرفتن (لبخند میزنه)


• اون خانومی که در جومانگ به خوبی در نقش سو سئو نو ظاهر شد ازت خوشش نیومد؟
••  (فکر میکنه) این مردی که درباره اش حرف میزنین(منظور سونگ هست) یه زن کله شق ازش خوشش میاد


• ایده الت چیه؟
ج:ایده ال چی؟(دوباره قرمز میشه)


• تو مصاحبه قبلی تو گفتی که از دختری که به مادرت احترام میذاره و باهاش رفتار خوبی داره خوشت میاد؟

•• یه جواب مطمئن دادم (میخنده). نه من از یه خانوم مهربون و دوست داشتنی خوشم میاد. برای من فرهنگ کافی نیست، فعلا برام فرقی نداره چطوری باشه شایدبعدا برام مهم بشه(میخنده)


• تو توی دونوع درام تاریخی نقش داشتی که لباس های خاصی رو پوشیدی ،اوضاع چطور بود؟
•• لباس جنگی واقعا سنگین بود.ما هشت ساعت فیلمبرداری کردیم ولی باید نوبتی دو ساعت صبر میکردیم تا فیلمبرداری کنیم.پوشیدن و دراوردنش طول میکشید واسه همین مبجور بودیم در مواقع غیر لزوم هم تنمون باشه.

وزن لباس جنگی حدود 10کیلو بود.تازه مجبور بودیم یه تکه محافظ گردن هم بپوشیم که راحت نبود.وسط تابستون بود و میتونین تصور کنین که پوشیدن لباس های سنگین زیر نور خورشیدچطوریه.بعضی وقت ها موقع غذا خوردن یا بعدش میخواستم تکه تکه اش کنم.(میخنده)به سختی میپوشیدمش، باید یکی کمکم میکرد و حدود 2 ساعت توی اتاق استراحت میموندم.کارکنان هم مجبور بودن منتظرمن بمونن ،اما دوساعت منتظر کسی بودن کار خوبی نیست.دلم نمیخوادبقیه معطل من باشن


• شنیدم به عکاسی و فیلمبرداری علافقه داری؟
•• اره همیشه اخرین وسایل پیشرفته اینها رو میخرم.من به کامپیوتر شخصی ام میگم ابر کامپیوتر.من سیستمم روخودم اسمبل میکنم و توی اینترنت دنبال عکس های جالب میگردم.از اینترنت بود که به عکاسی علاقه مند شدم.خودم رو عکس ها مطالعه میکنم.واسه عکس هام دنبال موضوع میگردم.علاقه ام باعث شد که یه دوربین کوچک به پیشرفته ترین نوع دوربین تبدیل بشه .فعلا از یه

DLSR
استفاده میکنم(دوربین دیجیتال تک لنز بازتابی)


• میدونی که مردم میگن موذی هستی !!
•• واقعا اینطوری فکر میکنین؟بعضی وقت ها ذهنم جاهای دوری میره.از اذیت کردن خوشم میاد.ذاتا ادم شوخی هستم.گریه هم میکنم.هیکلم گنده است.قدم بلنده و وقتی هیچی نمیگم باید منتظر اذیتم باشین و بترسین(میخنده)در طول فیلمبرداری با بقیه صمیمی ام.بقیه هم همینطورن و کار کردن رضایت بخشه


• بعد از بازی در جومانگ و امپراطور دريا زندگیت تغییر کرده؟به عنوان یه بازیگر یا یه ادم عادی؟
••  (خجالت میکشه) یه مدت زندگیم عوض شد.به عنوان یه ادم تمام دنیا میشناسنت.بازی کردن بخش اصلی زندگی یه قهرمان معروف چیز ساده ای نیست


• آيا خلوت خصوصی ات رو از دست دادی؟
•• بله سخته چون من ادم عجیبی ام.اگه یه چیزی بخوام ؛ یا بخوام خرید کنم منو میشناسن.
نمیتونی قایم بشی ومردم میان طرفت واسه همین خلوتت روازدست میدی.
تو مسئول تمام رفتارهاتی کارهایی که مردم میکنن نمیتونی انجام بدی چون همه خبردار میشن انگار که تمام وقت چشماشون به سمتت نشونه رفته خیلی سخته ول من پشیمون نیستم

نوشته شده توسط جانگ بوگو در ساعت 9:50 | لینک  | 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط جانگ بوگو در ساعت 12:28 | لینک  | 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط جانگ بوگو در ساعت 0:47 | لینک  | 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط جانگ بوگو در ساعت 0:43 | لینک  | 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط جانگ بوگو در ساعت 15:14 | لینک  | 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط جانگ بوگو در ساعت 20:57 | لینک  | 


     


Emperor of the Sea' is 50-episode HD drama based on the Choi In-ho's novel of the same title. The drama depicts the life of Jang Bo-go (?~846), who dominated the sea of the East Asia and international trade during the Unified Shilla Dynasty (676~935).

Jang Bo-go also eliminated pirates by installing Cheong-Hae-Jin on Wando, which is a geographically important sea route. Likewise he erected the order of the marine trade in East Asia from Dang(China) and Japan to the North China sea.

     
Drama 'Emperor of the Sea' will show historical figure Jang Bo-go's growth, the emerging as Emperor of the Sea and love, and add artificial figures madam Jami and Jeong-hwa to add more spices.

Choi Soo-jong, who has shown impressive performance in historical drama 'King Wang-geon,' will play as Jang Bo-go. Chae Si-ra will play as Madam Jami, who is a noble of Shilla and fights for the trade right in the South Sea against Jang Bo-go.

     
Song Il-gook will play the role of Yeom-jang, who is a comrade of Jang Bo-go and competes to win love from the same woman against Jang. Song Il-gook has shown good performance in recently concluded weekend drama 'Terms of Endearment.' Many new faces are cast in the drama too.

Jang-hwa who falls in love of destiny with Jang Bo-go will be performed by Soo-ae. The last son Kim Heung-soo of 'More Beautiful than Flowers' will perform as the confidant of Jang Bo-go.
Since 15 billion won will be spent for the production, there will be lots to catch eyes.

     
Visitors' house, market place, the Shilla office in Dang, ports were built as sets, not to mention Cheong-Hae-Jin in Wando, Jeonnam, home to Jang Bo-go. For two months from August, overseas shooting in Shanghai and desert area Dunhwhang in China is planned.

The large-scale war scenes and the sea fights for eliminating pirates were processed using computer graphic technique.

Director Gang Byeok-taek says, "I want to focus on the human aspect of Jang Bo-ho who starts from lowest social class but rises to the position of controlling the East Asian sea, instead of simply reviving a historical figure."

     

 

Casting
Jang Bo-go ( Choi Soo Jong) lost both parents when he was young. He was born as a slave. Thanks to his farther who worked as a carpenter slave of the police office, he knows very well about the sea and has the knack of building ships. Faced with challenges, he becomes calmer and bolder. Such character has helped him to rise from gladiator to a security guard, military head of Muryong-gun and then ambassador of Cheong-Hae-Jin.

Starred in:
Over The Green Fields (KBS, 2003)
A Pioneer, Lee Che-ma (KBS, 2002)
Goryo Founder Wang Geon (KBS, 2000)
Legend of Ambition (KBS, 1998)
First Love (KBS, 1996)
Tree with Love Blossoms (KBS, 1987)

Remarks:
1996, Best Actor of the Year, the KBS Drama Award
1997, Best Actor of the Year, the Korea Broadcasting and Filming Association Award
1999, Korea Broadcasting Producer Award
1999/2001, Best Actor of the Year, the KBS Drama Award
1999, Best Actor of the Year, the Baeksang Art Award
     
  Madam Jami (Chae Si-ra) is highest class Gingol novel. She is also beautiful and smart. She is also good at making strategies to win what she wants and sometimes she pursues for her lust regardless of the means. She is longing for wealth and power. She decides to take care of Jeong-hwa (Soo-ae), who lost her father to pirates. But she tries to use Jeong-hwa to fulfill her ambition.
Madam Jami accepts Jang Bo-go as her private solder after Jang escaped his salve position after winning a fight at Bangmajang, but plans to put him at trouble when Jang gets help from Seol-pyeong (Park Yeong-gyu), who is a rival to her.

Starred in:
Terms Of Endearment (KBS, 2004)
The King And The Queen (KBS, 1998)
Legend of Ambition (KBS, 1998)
     
  Yeomjang (Song Il-kook). When young, he was raised by pirates. He lives a rough life. Yeomjang is capable of using short knives in a remarkable skill. He is a charismatic figure. But he has one-side love toward Jeong-hwa (Soo-ae), who lives only Jang Bo-go. In the end, he betrays Jang Bo-go and kills him.

Starred in:
Terms Of Endearment (KBS, 2004)
Bodyguard (KBS, 2003)
Jang Hee-bin (KBS, 2002)

Remarks:
2002, New Actor of the Year, the KBS Drama Award
     
  Jeong-hwa (Soo Ae) falls in love of destiny with Jang Bo-go (Choi Soo-jong). She is a daughter of six-grade novel. She has mild character but doesn’t avoid challenges in order to make her dream come true.

Starred in:
A Family (2004)
April Kiss (KBS, 2004)

Remarks:
2004, New Actress of the Year, the Blue Dragon Film Festival
2004, New Actress of the Year, the Korean Film Award
نوشته شده توسط جانگ بوگو در ساعت 20:20 | لینک  | 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط جانگ بوگو در ساعت 14:17 | لینک  | 

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط جانگ بوگو در ساعت 14:8 | لینک  | 








نوشته شده توسط جانگ بوگو در ساعت 22:46 | لینک  | 

مرگ ارباب سول پیانگ
ادامه مطلب
نوشته شده توسط جانگ بوگو در ساعت 12:47 | لینک  | 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط جانگ بوگو در ساعت 12:33 | لینک  | 

سلام فاطمه خانوم ان شاالله که سلامتید.

جواب سوالتون اینه که فرمانده جانگ بوگو بابانو جوانگهواازدواج نمیکنه بلکه بابانو چیریانگ ازدواج میکنه وازش یپسر هم اختیار میکنه که وقتی جانگ بوگو مرد بی پدر میشه ووقتی چیریانگ مرد بی مادر!ولی چیریانگ اون را به بانو جوانگهوا سپرد.

نوشته شده توسط جانگ بوگو در ساعت 18:48 | لینک  | 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط جانگ بوگو در ساعت 15:48 | لینک  | 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط جانگ بوگو در ساعت 15:34 | لینک  | 

고마운걸사용자 삽입 이미지

  • 출생 : 1962년 12월 18일
  • 신체 : 신장-174cm
  • 가족관계 : 아내 탤런트 하희라
  • 데뷔 : 사랑이 꽃피는 나무
  • 수상 : KBS 연기대상 네티즌상/대상(2007), KBS 연기대상 최우수연기상(2005), KBS 연기대상 최우수연기상/인기상(2002), KBS 연기대상 대상(2001), 제1회 대한민국 영상대전 포토제닉상(2000)
  • 경력 : TV: 대조영(2006), 해신(2004), 그대 나를 부를 때, 질투, 장미의 전쟁, 최수종 쇼, 첫사랑, 태조 왕건, 파일럿, 바람은 불어도, 서울뚝배기, 태양인 이제마, 영화: 아래층 여자 위층 남자(1992), 비개인 오후를 좋아하세요(1991),
  •  

    نوشته شده توسط جانگ بوگو در ساعت 17:5 | لینک  | 


    ادامه مطلب
    نوشته شده توسط جانگ بوگو در ساعت 19:31 | لینک  | 

    دعاميکنم ....اجازه بده کنارش بمونم
    حتي اگر تو قلبش نباشم
     تااون اشک هاي قلب منو ببيند
    دعا ميکنم
    اجازه بده يک بار ديگر ببينمش
    اون ميتونه منو کنار خودش ببينه
    به هرحال ممکنه
    به من شکيبايي بده تاصبر کنم
     شتياق من براي او تبديل به گناه شده
     یک روزي ميفهمه عشق من چيز کوچکي نبوده

    نوشته شده توسط جانگ بوگو در ساعت 23:6 | لینک  | 

    نوشته شده توسط جانگ بوگو در ساعت 19:27 | لینک  | 


    ادامه مطلب
    نوشته شده توسط جانگ بوگو در ساعت 23:46 | لینک  | 

     

    نوشته شده توسط جانگ بوگو در ساعت 23:47 | لینک  | 

    سلام دوستان سانسوریهای قسمت بیست و نهم را تقدیم میکنم.

    سکانس اصلی سانسوری این قسمت سکانسی است که یوم مون وجانگ هوا در کشتی همدیگر را ملاقات میکنند که بخاطر لباس جانگ هوا صحنه هایی از آن نشان نداده خواهد شد و همچنین صحنه ای که یوم مون جانگ هوا را در آغوش میگیرد نیز حذف خواهد شد.عکهایی از این سکانس تقدیم میکنم

    جانگ هوا و افسر محافش در کشتی

    جانگ هوا و زنی که او را دعوت کرد

    جانگ هوا و یوم مون

    جانگ هوا قصد رفتن دارد

    یوم مون او را به سمت خودش برمیگرداند

    جانگ هوا در آغوش یوم مون

    دستان یوم مون بر شانه جانگ هوا

    جانگ هوا آرام از آغوش او جدا میشود

    سکانس های دیگر سانسوری مربوط به سانسوریهای لحظه ای میباشد که تقدیمتان میکنم

    جانگ هوا و افسر محافظش در بازار

    جانگ هوا از نمای نزدیک

    بانو جمی 1

    بانو جمی 2

    بانو جمی 3

    این هم وبلاگشون:http://leelovelee.blogfa.com/

    نوشته شده توسط جانگ بوگو در ساعت 21:53 | لینک  | 

    بیوگرافی جان میون (یون) Kim Heung-soo دوست گونگ بوک

    سلام دوستان این بیوگرافی یون kim heung-soo برای عزیزی که درخواست کرده بود

    kim heung-soo دوست گونگ بوک

    Profile
    Name: 김흥수 / Kim Heung-soo
    Profession: Actor
    Date of birth: 1983 May 19
    Height: 190cm
    Weight: 65kg
    Star sign: Taurus
    Blood type: A
    TV Series
    Kimcheed Radish Cubes MBC, 2007
    Princess LuluSBS, 2005
    Sea God KBS, 2004
    More Beautiful Than a Flower KBS2, 2004
    Honest Living SBS, 2002
    School 2 (KBS, 1999) debut

     

    نوشته شده توسط جانگ بوگو در ساعت 21:45 | لینک  |